close
تبلیغات در اینترنت
عایل شبروز

عایل شبروز


عایل شبروز

...

هر لحظه لحظه آب شدم در نبودنت

آشفته و خراب شدم در نبودنت...

تو نیستی و من به خدا گریه می‌کنم

هم‌خانه‌ی حباب شدم در نبودنت

بی‌تو همه وجود مرا تشنگی گرفت

هر سو پیِ سراب شدم در نبودنت

تو نیستی و با همه این هست و بود خود

محروم آ فتاب شدم در نبودنت

اما کنار این همه اندوه بی‌شمار

بیگانه از عذاب شدم در نبودنت

شب تا سحر کنار من است خاطرات تو

هم‌بستر گلاب شدم در نبو دنت

تو خامه‌ای که حضرت حافظ سروده‌ات

من از تو یک کتاب شدم در نبودنت


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته

» اشک (نوشته ای از دکتر علی شریعتی) »» سه شنبه 25 آبان 1395
» نظر دل »» دوشنبه 24 آبان 1395
» تنها یاد »» یکشنبه 23 آبان 1395
» غزلي از عبيد زاكاني »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» مي خندد ، شعري از نيما يوشيج »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» شعري از بهار »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» غزلی از صائب تبریزی »» یکشنبه 02 خرداد 1395
» اسرار التوحيد »» دوشنبه 07 اردیبهشت 1394
» میر بهادر واصفی »» یکشنبه 30 فروردین 1394
» صفیه بیات »» یکشنبه 30 فروردین 1394