close
تبلیغات در اینترنت
راز باده ی خم

راز باده ی خم

راز باده ی خم

عباس احمدی

 

سنگ است دلم عشق علی سنگ نوشته
می‌سوزم از این عشق چو اسفند برشته
با جوهر اشك و قلم بال فرشته
بر لوح دل خسته ام این جمله نوشته

 جز مهر علی در دل من خانه ندارد
"كس جای در این خانهء ویرانه ندارد"

باقی در ادامه ی مطلب...........................

 

ما از می مرد افكن این میكده مستیم
شادیم كه پیمانه و پیمان نشكستم
تا عشق علی هست در این میكده هستیم
پس خورده نگیرید كه ما باده پرستیم

 هشدار كه نوشیدن این باده مجاز است
"المنة لله که در میکده باز است"

 فهمیدم از این راز كه در كعبه شكاف است
هر جا كه بود نام ید الله مطاف است
این گفته نه بیهوده و این دم نه گزاف است
در روز جزا شیعه‌ات از نار معاف است

 چون غیر علی در دو جهان هیچ ندیدند
"مردان خدا پرده پندار دریدند"

 تا نام تو پیچید در آن شبه جزیره
شد پاك از این خاك گناهان كبیره
زد چنگ به دامان تو هر ایل و عشیره
شد ثابت و سیار در اوصاف تو خیره

 جز ساقی كوثر ز كسی جام نگیریم
"ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم"

 زان باده كه در روز غدیریه به خم بود
پیدای تو شد هر كه در آن حادثه گم بود
فریاد ملائك بابی انت و ام بود
زان راز كه در آیه اكملت لكم بود

 بیتی ست امامت در این خانه تویی تو
"امروز امیر در میخانه تویی تو"

 آن بازوی خیبر شكنش رفت چو بالا
با دست شریف پدر ام ابیها
دادند دو دریا چو به هم دست تولا
شد ولوله و غلغله در عرش معلا

 گفتند ملائك همگی عید مبارك
این عید به هر پیرو توحید مبارك

 ای عقل در اوصاف تو حیران و مردد
وصف تو نگنجیده به هفتاد مجلد
عالم همه گم گشته آن موی مجعد
محبوب ابوالقاسم محمود محمد

 نامش همه جا هست بگویید كجا نیست
"كس نیست كه آشفته آن زلف دو تا نیست"

 هر كس كه ز حبّ تو به لب ناد علی داشت
در جام دل خویش صفایی ازلی داشت
آسودگی از شرك خفی شرك جلی داشت
گمراه نگردید هر آن كس كه ولی داشت

 از نام علی كاخ ستم در خطر افتاد
"با آل علی هر كه در افتاد ور افتاد"

 "تا صورت پیوند جهان بود علی بود"
یعنی هدف از عالم موجود علی بود
تسكین دل آدم و داود علی بود
از آیه انفاق چو مقصود علی بود

 ای محو جمال تو شده صاحب خانه
"مقصود تویی كعبه و بتخانه بهانه"

 ای كاش شود میثم و سلمان تو باشم
تا روز جزا دست به دامان تو باشم
در هر دو جهان ریزه خور خوان تو باشم
كافر شوم از خویش و مسلمان تو باشم

 كردیم نثار قدم تو دل و دین را
"تقدیم نمودیم همان را و همین را"

 افسوس كه با نام تو كردند خرافات
در دایره تنگ جنایات و مكافات
یك عده پی شطح و گروهی پی طامات
در كاخ نشستند به عنوان خرابات

 ما با تو نشستیم و از این قوم بریدیم

 "ما چون ز دری پای كشیدیم، كشیدیم"

 


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : "شعرای معاصر"غدیر خم" ,

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته

» اشک (نوشته ای از دکتر علی شریعتی) »» سه شنبه 25 آبان 1395
» نظر دل »» دوشنبه 24 آبان 1395
» تنها یاد »» یکشنبه 23 آبان 1395
» غزلي از عبيد زاكاني »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» مي خندد ، شعري از نيما يوشيج »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» شعري از بهار »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» غزلی از صائب تبریزی »» یکشنبه 02 خرداد 1395
» اسرار التوحيد »» دوشنبه 07 اردیبهشت 1394
» میر بهادر واصفی »» یکشنبه 30 فروردین 1394
» صفیه بیات »» یکشنبه 30 فروردین 1394