close
تبلیغات در اینترنت
صلاح‌الدین صالح

صلاح‌الدین صالح

صلاح‌الدین صالح
...

اتاق من برای من سرود درد می‌خواند
تو را با واژه‌ی نغزِ «بیا برگرد» می‌خواند...
گمانم چشم خیس تو به عکسم خیره می‌بیند
که‌ چشمم مرگ عشقت از نگاه سرد می‌خواند
بیا که قدر این دوری ... نبودت در بغل دارم
بیا که انتظار من تو را نامرد می‌خواند
حضور هر دمم بی‌تو برای کوچه بی‌معناست
و حتا کفش پای من، مرا ول‌گرد می‌خواند
بیا که ناتمامی‌ها حضورت را ز دَر بینند
در این‌جا هر کسی بی‌تو مرا یک فرد می‌خواند
نشد آخر سرودم را به گوش غنچه‌ها گفتم
و شاید باغ بعدِ من، به برگ زرد می‌خواند


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : \"شعرای افغان\"شعرای معاصر\"صلاح الدین صالح\" ,

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته

» اشک (نوشته ای از دکتر علی شریعتی) »» سه شنبه 25 آبان 1395
» نظر دل »» دوشنبه 24 آبان 1395
» تنها یاد »» یکشنبه 23 آبان 1395
» غزلي از عبيد زاكاني »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» مي خندد ، شعري از نيما يوشيج »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» شعري از بهار »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» غزلی از صائب تبریزی »» یکشنبه 02 خرداد 1395
» اسرار التوحيد »» دوشنبه 07 اردیبهشت 1394
» میر بهادر واصفی »» یکشنبه 30 فروردین 1394
» صفیه بیات »» یکشنبه 30 فروردین 1394