close
تبلیغات در اینترنت
تکتم حسینی

تکتم حسینی

تکتم حسینی
...

بی‌نگاهت، بی‌نگاهت مرده بودم بارها
ای كه چشمانت گره وا می‌كنــد از كارها
مهر تو جاری شده در سينــه‌ی دريا و رود
دَور دستاس تو مــی‌چرخند گندم‌زارها
باز هم چيزی به جز نان و نمك در خانه نيست
با تو شيرين است اما سفره‌ی افطارها
باغ غمگين است، لب‌خندی بزن تا بشكفند
ياس‌ها، آلاله‌ها، گل‌پونه‌ها،گل‌نارها
برگ‌های نازكت را مرهمی جز زخم نيست
دورت ای گل، سر بر آوردند از بس خارها
بعد تو دارد مدينــه غربتـــي بی‌حد و مرز
خانه‌های شهر، درها، كوچه‌ها، ديوارها
نخل‌هاي بی‌شماری نيمه‌شب‌ها ديده‌اند
سر به چاه درد برده كوه صبری، بارها


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته

» اشک (نوشته ای از دکتر علی شریعتی) »» سه شنبه 25 آبان 1395
» نظر دل »» دوشنبه 24 آبان 1395
» تنها یاد »» یکشنبه 23 آبان 1395
» غزلي از عبيد زاكاني »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» مي خندد ، شعري از نيما يوشيج »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» شعري از بهار »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» غزلی از صائب تبریزی »» یکشنبه 02 خرداد 1395
» اسرار التوحيد »» دوشنبه 07 اردیبهشت 1394
» میر بهادر واصفی »» یکشنبه 30 فروردین 1394
» صفیه بیات »» یکشنبه 30 فروردین 1394