close
تبلیغات در اینترنت
صفیه بیات

صفیه بیات

صفیه بیات
...

سیب را سمت من تعارف کرد، سیب‌ها بوی آسمان می‌داد
رو به من ایستاد با لب‌خند، خنده‌هایش به من توان می‌داد
دست‌هایش چه مهربان بودند، دست‌هایش که چتر روی سرم
دست‌هایش که تا دعا می‌کرد، راهی از نور را نشان می‌داد
نام او را که می‌برم هر بار، عطر باغ بهشت می‌پیچد
عطر لالایی‌اش زمانی که نرم گهواره را تکان می‌داد
شده جاری درون ثانیه‌ها، موجی از خاطرات شیرینش
طعم مهرش که با محبت و ناز، به دهان لقمه لقمه نان می‌داد
سیب را روی طاق می‌مانم، سیب‌ها حس خوب مادرم‌اند
خواب دیدم که مادرم دی‌شب شعری از جنس آسمان می‌داد


امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 8

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


مطالب گذشته

» اشک (نوشته ای از دکتر علی شریعتی) »» سه شنبه 25 آبان 1395
» نظر دل »» دوشنبه 24 آبان 1395
» تنها یاد »» یکشنبه 23 آبان 1395
» غزلي از عبيد زاكاني »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» مي خندد ، شعري از نيما يوشيج »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» شعري از بهار »» یکشنبه 16 خرداد 1395
» غزلی از صائب تبریزی »» یکشنبه 02 خرداد 1395
» اسرار التوحيد »» دوشنبه 07 اردیبهشت 1394
» میر بهادر واصفی »» یکشنبه 30 فروردین 1394
» صفیه بیات »» یکشنبه 30 فروردین 1394